عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

54

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

غفلت چنان ميگويد . باز در خانه‌اى كه صعلوكى باشد ، زهره ندارد دزد كه گرد آن خانه گردد « إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ » . اى جوانمرد ! نكته‌اى بشنو كه هزار جان ارزد : آدم و حوا در بهشت بودند فرمان آمد كه اى آدم و اى حوا ! از من مشغول مگرديد و از ذكر من غافل مباشيد كه شيطان دزد است مترصد بنشسته تا چون راه زند بر شما ، يك طرفة العين قوّت ذكر ازيشان وا ايستاد ، دزد درآمد و بر ايشان راه بزد . از جناب جبروت عتاب آمد كه اى آدم چرا عهد ما فراموش كردى ؟ آدم گفت : بار خدايا امانم ده ، زينهارم ده تا جوابى بدهم ، خطاب آمد كه اى آدم ترا امان دادم چه خواهى گفت ؟ آدم گفت : « إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ » ، يادگار در دل توان داشت ، تو دل ببردى ، ذكروا دل بشد خانه خالى ماند ، دزد درآمد دستش گشاده شد فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها . خداوندا ! اكنون كه كار افتاد ، كريم تويى ! بكرم خود اين بيچاره را ميزبانى كن . سديگر جاى كه در قرآن صفت مردان گفت ، اين آيت ورد است : رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ مردانى كه وفاى عهد صفت ايشان ، صدق در قول و عمل سيرت ايشان ، در راه خدا از بهر اعزاز دين و اعلاء كلمهء حق تن سبيل كردن و جان در خطر نهادن پيشهء ايشان . اينست كه ربّ العالمين فرمود : فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ - صد هزار جان مقدّس فداى آن ضربت قهر باد كه در ميدان وفا بر صفات آن مردان كار زارى روز احد فرو آمد . رسول خدا ايشان را گفت : « زمّلوهم و دمائهم فانّهم يبعثون يوم القيامة و اوداجهم تشخب دما ، اللون لون الدّم و الرّيح ريح المسك » - فردا كه ايشان را حشر كنند ، آن قطرهاى خون از صفات ايشان در عرصات قيامت بر بساط عزّت همى چكد ، و غرض از آن جلوه‌گرى آن بود تا خلق بدانند كه كشتگان راه خدا كدام‌اند . در خبر صحيح است كه از رفتگان هيچ كس را بدين عالم فانى رغبتى نباشد مگر